رفتن به محتوا اصلی

قدم به قدم با مراحل قانونی بخشش اموال به فرزند

یکی از مسائل مهم در روابط خانوادگی، زمانی رخ می‌دهد که والدین تصمیم می‌گیرند اموال خود را تنها به یکی از فرزندان ببخشند. بخشش اموال به یک فرزند می‌تواند در قالب عقد «هبه» یا «صلح» انجام گیرد. اما همواره این پرسش مطرح می‌شود که آیا این انتقال، قانونی و معتبر است یا می‌تواند با اعتراض سایر وراث روبه‌ رو شود؟ بررسی این موضوع نیازمند مراجعه به مقررات قانونی و اصول فقهی است تا حدود اختیارات والدین در اموال خود به‌ طور شفاف روشن گردد که در این نوشتار به آن خواهیم پرداخت.

 

اصل تسلط بر اموال

براساس قاعده فقهی «الناس مسلطون علی اموالهم» که در حقوق موضوعه ایران نیز مورد پذیرش قرار گرفته است، هر شخص اختیار کامل بر اموال خود دارد. در واقع وی می‌ تواند هر گونه تصرفی از جمله فروش یا هبه نسبت به اموال خود انجام  دهد. به همین دلیل، والدین از نظر قانونی در زمان حیات خویش، مجازند ملک خود را به یکی از فرزندان منتقل کنند و مانعی از این حیث برای ایشان وجود ندارد. ماده ۳۰ قانون مدنی نیزاین اصل را تأیید کرده است و در راستای بخشش اموال خود به فرزند، بیان می‌کند: (هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه‌ گونه تصرف و انتفاع دارد).

بخشش اموال به فرزند در قالب هبه

هبه عقدی است که براساس آن، فردی مال خود را رایگان به دیگری می‌ بخشد. بر اساس مواد ۷۹۸ و۸۰۲  قانون مدنی، هبه تنها زمانی به‌ طور قطعی محقق می‌شود که مال موردنظر به تصرف طرف مقابل درآید؛ این عمل در حقوق «قبض» نام دارد. اگر پیش از قبض، واهب(هبه دهنده) یا گیرنده مال فوت کنند، عقد هبه باطل می‌شود و انتقالی صورت نمی‌گیرد. بنابراین برای آنکه هبه والدین یا همان بخشش اموال به یک فرزند معتبر باشد، باید قبض مال یا سند رسمی تحویل، به‌ طور کامل انجام گیرد. در غیر این صورت، امکان ادعای بطلان توسط سایر ورثه وجود خواهد داشت.

لزوم تنظیم سند رسمی

بخشش اموال غیرمنقول به یکی از وراث در قالب عقد هبه یا صلح، تنها از طریق تنظیم سند رسمی در دفتر اسناد رسمی تحقق می‌یابد. بر اساس قانون جدید الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، هر گونه نقل و انتقال اموال غیرمنقول باید در سامانه ثبت الکترونیک اسناد ثبت شود تا یک سند رسمی تلقی شود. قولنامه یا توافق خانوادگی برای انتقال مالکیت و بخشش اموال کافی نیست و پس از فوت والدین می‌تواند منجر به اختلافات حقوقی میان وراث شود.

بخشش اموال در قالب صلح عمری

پدرو مادرهمچنین می‌توانند اموال خود را در زمان حیات، نه تنها به صورت هبه بلکه از طریق صلح عمری نیز به یک فرزند منتقل کنند. صلح عمری قراردادی است که طی آن مالک، مال خود را به دیگری واگذار می‌کند، اما مالک تا زمان حیات از منافع آن بهره‌ مند می‌ماند. این واگذاری می‌تواند شامل زمین یا سایر اموال قابل انتقال باشد و شرایط، میزان استفاده و نحوه بهره‌ برداری باید در قرارداد مشخص گردد. سایر وراث نمی‌توانند مانع این انتقال شوند، مگر آنکه ثابت کنند والدین در زمان انعقاد قرارداد محجوریا فاقد اهلیت قانونی بوده‌اند.

رعایت غبطه وراث در بخشش اموال

آیا سایر وراث می‌توانند به بخشش اموال به یک فرزند اعتراض کنند؟ بله، اما فقط در شرایط بسیار خاص می‌توانند اعتراض کنند.

سایر وراث پس از فوت والدین، تنها در صورتی می‌توانند به بخشش اموال معترض باشند که با مدارک قطعی (مانند نظریه پزشکی قانونی) ثابت کنند که والدین در لحظه انتقال و تنظیم سند رسمی، فاقد اهلیت قانونی (یعنی سلامت عقل و قوه تشخیص) بوده‌اند؛ مثلاً به دلیل زوال عقل، توانایی درک معامله را نداشته‌ اند. اثبات این امر بسیار دشوار و برعهده مدعی (سایر وراث) است.

آثار حقوقی بخشش اموال به یک فرزند

بخشش اموال به یک فرزند توسط والدین به یک فرزند، آثار حقوقی مهمی دارد؛ از جمله اینکه:
۱. مال از شمول ترکه متوفی خارج می‌شود.
۲. سایر وراث نمی‌توانند پس از فوت والدین نسبت به آن ادعا کنند.
۳. هر چند رجوع از هبه طبق ماده ۸۰۳ قانون مدنی وجود دارد، اما در موارد استثنا (مانند هبه پدر و مادر به اولاد) رجوع از هبه ممکن نیست. این آثار نشان می‌دهد که تصمیم والدین در بخشش اموال به یک فرزند در زمان حیات، جایگاه قطعی و نافذی دارد.

جمع بندی

والدین حق دارند اموال خود را در زمان حیات به هر یک از فرزندان منتقل کنند، به شرط آنکه این انتقال با رعایت مقررات قانونی و از طریق سند رسمی انجام گیرد. اصل تسلیط، ماده ۳۰ قانون مدنی و موارد قانونی که در متن مقاله به آن اشاره شد، اختیار بخشش اموال به یک فرزند را تأیید می‌کند. تنها استثنا، اثبات محجوریت والدین یا عدم اهلیت آنان است که می‌تواند موجب بطلان این انتقال گردد. بنابراین، آگاهی و دقت، بهترین راه جلوگیری از بروز اختلافات خانوادگی پس از فوت والدین است.